به گزارش پایگاه خبری تنکابن۲۴، به نقل از گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ در برجهای شیشهای دوبی و ابوظبی، جایی که پول با سرعت نور جابهجا میشود، یک واقعیت ساده اما کمتر گفتهشده وجود دارد:.
بانکهای آمریکایی سالهاست سرمایههای سنگینی را به امارات آوردهاند، آنقدر سنگین که خود اعداد هم دیگر عادی به نظر نمیرسند.
تنها نمونهای که مجبور به انتشار صورتهای مالی محلی است، سیتیبانک آمریکا در امارات است؛ بانکی که طبق اسناد رسمی، حدود ۵۰ میلیارد درهم دارایی در خود امارات دارد.
این پول کجاست؟ بخشی در وامها، بخشی در اوراق بدهی دولتی، بخشی در سپردهها و ابزارهای مالی. به زبان ساده، یک ترازنامهی کامل یک بانک بزرگ آمریکایی، فقط در خاک امارات.

اما سیتیبانک تنها بازیگر این صحنه نیست.
جیپیمورگان، بزرگترین بانک آمریکا، حضور پررنگی در دوبی و ابوظبی دارد؛ در تأمین مالی دولتها، در عرضههای بزرگ سهام، در بازار بدهی و خدمات بانکی شرکتهای عظیم.
با این تفاوت مهم، برخلاف سیتی، هیچ عدد شفافی از «داراییهای جیپیمورگان در امارات» منتشر نمیشود. نه ترازنامه محلی، نه گزارش تفکیکی.
فقط بیانیههای کلی درباره «فعالیت منطقهای»، «خدمات سرمایهگذاری» و «نقش محوری در بازارها».
وقتی صحبت از یکی از بزرگترین مراکز گردش پول در خاورمیانه است، چرا باید اندازه واقعی حضور مالی یک بانک آمریکایی در هالهای از ابهام بماند؟

همین الگو درباره بانکهای آمریکایی دیگر هم دیده میشود، بانک آو آمریکا، بیانوای ملون و دیگران همه فعال، همه پرنفوذ، اما بیعدد و رقم شفاف درباره اینکه دقیقاً چه میزان دارایی در امارات روی میز دارند.
امارات هاب مالی یا منطقه خاکستری
امارات در سالهای اخیر تلاش زیادی کرده تصویر خود را بهعنوان «هاب مالی تمیز» ترمیم کند اما واقعیت این است که همین ساختار فوقالعاده باز، سریع و بینالمللی دقیقاً همان چیزی است که بهشت پولهای بینامونشان را میسازد.
پولهایی که از شرق و غرب میآیند، چند بار تغییر شکل میدهند، چند بار از کانالهای حقوقی مختلف عبور میکنند، و بعد منشأشان دیگر بهسادگی قابل ردگیری نیست.
اینجاست که نقش بانکهای بزرگ بینالمللی از جمله آمریکاییها حیاتی میشود.
نه به این معنا که آنها لزوماً «جرم» میکنند، بلکه به این معنا که آنها در قلب ماشینی نشستهاند که اگر شفاف نباشد، بهترین ابزار برای شستوشوی منشأ پول است.
وقتی یک بانک آمریکایی، میلیاردها دلار عملیات مالی در منطقه دارد اما عدد دقیق دارایی محلیاش را اعلام نمیکند و وقتی کل ساختار مالی منطقه به «سرعت، انعطاف و محرمانگی» مشهور است؛ آنوقت پرسش اصلی این نیست که «آیا تخلف شده؟»
پرسش این است، این حجم از ابهام دقیقاً به نفع چه کسانی کار میکند؟
چرا امارات برای آمریکا حیاتی است؟
پاسخ فقط ژئوپلیتیک نیست، فقط نظامی نیست، فقط تجاری هم نیست، پاسخ واقعی در ترازنامههاست.
امارات جایی است که سرمایههای منطقهای، روسی، آسیایی و آفریقایی از آن عبور میکند، بازار بدهی و سهامش بهشدت به بانکهای والاستریت وصل است و شبکه بانکیاش به شکلی طراحی شده که پول، قبل از هر چیز، راحت حرکت کند.

برای واشنگتن، این یعنی یک «شریک استراتژیک» اما برای والاستریت، این یعنی چیزی مهمتر، یک چهارراه جهانی پول.
شاید به همین دلیل است که هیچکس به اندازه بانکداران آمریکایی نمیداند امارات دقیقاً چه جایگاهی در نقشه واقعی قدرت مالی جهان دارد، جایی بین شفافیت رسمی و ابهام عملی، بین مقررات کاغذی و واقعیت بازار.
با عددهای واقعی، با سکوتهای معنادار، و با ساختاری که بیش از حد «راحت» است، یک چیز را روشن میکند، وقتی میلیاردها دلار در یکی از کمشفافترین چهارراههای مالی جهان جابهجا میشود و بزرگترین بازیگرانش حاضر نیستند تصویر کامل بدهند، طبیعی است که بوی پولهای خاکستری بلند شود. چنین مکانی برای آمریکا یک قطعه کلیدی از پازل قدرت مالی آمریما است و هر ضربه به این منطقه اقتصاد آمریکا را میلرزاند.
انتهای خبر/
https://tonekabon24.ir/?p=20820
