بی توجهی مسولان، به مناطق گردشگری تنکابن

از بهشت بودن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را ول کنید!

شناسه خبر: OTM0NDA /

سری به گوگل بزنید و نام دوهزار و سه هزار تنکابن را سرچ کنید حتما با القاب و مناظر بی بدیلی مواجه خواهید شد از بهشت روی زمین گرفته تا نگین سبز و چه و چه اما کافی است جستجو در عکس ها را با دقت بیشتری ادامه دهید، مسلما به تصاویری خواهید رسید با گله گله های سفید روی پس زمینه سبز انگار که مثلا در اردیبهشت برف باریده باشد اما با زوم کردن بیشتر روی تصاویر متوجه خواهید شد که این سفید برفی های دلربا چیزی جز انواع و اقسام زباله نیستند که از دور دل می برند

تنکابن24 به نقل از تیتر امروز: سری به گوگل بزنید و نام دوهزار و سه هزار تنکابن را سرچ کنید حتما با القاب و مناظر بی بدیلی مواجه خواهید شد از بهشت روی زمین گرفته تا نگین سبز و چه و چه اما کافی است جستجو در عکس ها را با دقت بیشتری ادامه دهید، مسلما به تصاویری خواهید رسید با گله گله های سفید روی پس زمینه سبز انگار که مثلا در اردیبهشت برف باریده باشد اما با زوم کردن بیشتر روی تصاویر متوجه خواهید شد که این سفید برفی های دلربا چیزی جز انواع و اقسام زباله نیستند که از دور دل می برند و از نزدیک صرفا زهره! از شما چه پنهان که بعد از پایان تعطیلات نوروز دل آدم نمی کشد که در بهترین فصل سال سری به ارتفاعات دوهزار و سه هزار بزند که با دیدن زباله های ولو شده در جای جای آن صرفا عوض دل آرامی باعث دل آشوبی می شوند! البته که مسافرین و حتی خود بومیان منطقه در به وجود آمدن چنین فاجعه ای سهیم هستند اما آیا مسئولین و ادارات و نهادها و سازمان های عریض و طویل شهرستان هیچ سهمی در این بلبشوی زیست - محیطی ندارند؟


اخذ عوارض ورود در فصول مسافر پذیر سال و هزینه آن برای خدمات رسانی به همان مسافران چقدر کار شاقی است؟ حالا گیریم ما مردم بی فکری هستیم، آیا مسئولان فهیم نمی توانند به هر ماشین آن هم فقط در ایام مسافرپذیر سال یک کیسه زباله بدهند؟ عوارض ورودی که عرض کردم را یادتان هست؟ با همان عوارض نمی توان اقدام به ساخت و جاگذاری سطلهای زباله در جای جای این منطقه کرد؟ آیا نمی توان چندین چشمه سرویس بهداشتی در این منطقه احداث کرد که اگر خدایی نکرده بعد از ایام تعطیلات هوس پیاده روی در جنگل کردیم عوض تماشا و لذت بردن از سرسبزی درختان و هوا مدام نگاه مان به زیر پا نباشد که خدایی ناکرده قدمی کج بگذاریم و به نجاست کشیده شویم؟


یادم هست سالهایی که هنوز جاده دوهزار آسفالت نبود و کنار رودخانه را نکرده بودند ملک طلق انواع و اقسام استخر پرورش ماهی، غروب ها که داشتی از جنگل بر می گشتی لااقل دو سه گربه وحشی را کنار جاده می دیدی که زیر نور کرم های شب تاب تو و ماشینت را می پایند، اما الان لای این زباله فقط شغال می بینی و سگ های سرگردان و اگر خوش شانس باشی شاید گرازی وحشی.


و اما حالا که مسئولان به فکر نیستند و مسافرین محترم هم که انگار نه انگار که شاید قرار باشد چند وقت دیگر باز گذرشان به این منطقه بیفتد و لااقل برای خاطر لذت بردن خودشان هم که شده یادگاری های تجدید ناپذیر و آلوده شان را اینجا جا نگذارند و زحمت بکشند و برسانند تا سطل زباله، لذا با صدای بلند به عرض هم میهنان عزیز و گرانقدر می رساند:


از بهشت بودن پشیمان گشته ایم
مرحمت فرموده ما را ول کنید!


در پایان فقط ذکر این نکته می ماند: وقتی که یکی از بهترین و بکرترین جنگلهای منطقه (پرده سر) را کرده اند محل دپوی زباله (شما بخوانید کارخانه کمپوست!) و شیرابه حاصل از این دپو وارد رودخانه ها و حتی آبهای زیرزمینی می شود دیگر چه انتظاری می توان از مردم عادی و بومی این ناحیه داشت؟
بد نیست شهرداری نشینان توضیح و تفصیل مستندی بدهند که زباله هایی که مردم در سطل های تفکیک از مبدا نصب شده در سطح شهر می ریزند چه پروسه ای را طی می کنند و چه می شوند؟


به امید داشتن شهری که روزی روزگاری بتوان آن را الگویی برای کل کشور قرار داد.

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
مهمترین عناوین

کیمیا سامانه