جمشیدی در نقدِ برداشتِ عباس عبدی از ریشه‌های اهانت به پرچمِ ‌ایران:

آتشی که دیروز، «شما» افروختید!

شناسه خبر: ODg0Njk /

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در نقدِ برداشتِ عباس عبدی از ریشه‌های اهانت به پرچمِ ‌ایران نوشت: چرا نباید پذیرفت که فاصله‌گیریِ برخی جوانان از عالَمِ ارزش‌های انقلابی ریشه در نفی و انکار روحیّه «غیرتِ‌ دینی» و «شهادت‌طلبی» و «مقاومت» دارد؟

تنکابن24 به نقل از خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، چندی قبل عباس عبدی فعال اصلاح‌طلب یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت و در آن به اشاره به آتش زدن پرچم کشور در اغتشاشات اخیر دلایل آن را بررسی کرد، مهدی جمشیدی عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در نقدِ برداشتِ وی از ریشه‌های اهانت به پرچمِ ‌ایران نوشت: از یاد نبرده‌ایم که چه در خطابه‌های سیاسی و چه در نوشته‌های مطبوعاتی، بارها و سال‌ها، نیروهای رزمنده و ارزشی با برچسب‌های اهانت‌آمیزیِ نظیرِ «خشونت‌طلب» و «افراطی» و «تندرو»، نفی و انکار شدند و روحیّه «غیرتِ‌ دینی» و «شهادت‌طلبی» و «مقاومت»، کنار زده شد و تساهل و تسامح، جایگزینِ آن گردید. و این نه‎‌فقط ناظر به دیروز، بلکه هم‌اکنون نیز جاری‌ است و سیاستی است که هیچ‌گاه کنار نهاده نشده است. چرا نباید پذیرفت که فاصله‌گیریِ برخی از جوانان از عالَمِ ارزش‌های انقلابی، چنین ریشه و سرچشمه‌ای داشته و دارد؟!

متن کامل این یادداشت به شرح ذیل است:

« آقای عباس عبدی در یادداشتی با عنوانِ «درخواستی از جنابِ سردار سلیمانی» که روزنامه اعتماد به چاپ رسیده، درباره واکنشِ سردار سلیمانی به آتش زدنِ پرچمِ ‌ایران در اغتشاشاتِ‌ اخیر توسط یک جوان، به دو علّتِ چنین اقدامی اشاره کرده است.

او در توضیحِ علّتِ نخست نوشته است چون ارزش‌های انقلابی، به بازیچه دستِ عدّه‌ای برای به سکوت واداشتن دیگران و نیز کسبِ امتیازاتِ ویژه تبدیل شده‌اند، جوانِ امروز، نمی‌تواند با آنها همدلی و همنوایی کند.

در ادامه افزوده مشکلِ دیگر این است که وظیفه حکومت، فقط و فقط در جنگ و دفاعِ مقدّس خلاصه نمی‌شود، بلکه ده‌ها وظیفه مکمّل و متمّمِ دیگر هم بر عهده دارد که متأسّفانه نتوانسته‌ایم، بیشترِ آنها را در حدّ مناسب برآورده کنیم، و از این‌رو، دیگر نمی‌توان از سرمایه ارزش‌های انقلابی و جانفشانی‌های دفاعِ مقدّس، برای ایجادِ تعلقِ خاطر به امروز، هزینه کرد.

برای نگارنده این سطور، به‌عنوانِ یک نسلِ‌ سومی که با اندیشه‌ و عملِ جریانی که آقای عباس عبدی به آن تعلق دارد، آشناست و پاره‌ای از تجربه سیاسیِ خویش را در بسترِ مواجهه با این جریان، به دست آورده است، استدلال‌های ایشان، سخت مایه تعجب است؛ چه از این نظر که ایشان، خود را بر جایگاه مدعی نشانده است، و چه از این نظر که بخشِ عمده‌ای از واقعیّت‌های تاریخِ نه چندان دور را از تحلیلِ خود، حذف کرده و در لفافه تحلیلِ اجتماعی، ذهنِ مخاطب را به آن سو سوق داده که اقتضای منافعِ سیاسی و جناحی‌اش است. در این باره، گفته‌هایی نقضی و ابطالی در میان است و از آن جمله این‌که؛
1- چگونه ایشان از رفتارِ ناصواب جوانی که چه‌بسا از سرِ هیجان‌زدگی و ناپُختگی، چنین کرده است، شکل‌گیریِ یک «روندِ اجتماعی» را نتیجه گرفته است؟! این «تعمیم»، بر اساس چه معیاری صورت گرفته است؟! مگر می‌توان از عملی «نادر» و «منحصر به فرد»، به نگرشِ سیاسی و فرهنگیِ نسلِ جوان پی برد و این‌گونه «کلّی» و «بی‌پروا»، قضاوت کرد که جوانان، از ارزش‌های دفاعِ مقدّس، گسسته‌اند و آن را متعلق به خود نمی‌دانند؟! گویا ایشان تلاش کرده تا با «تعمیمِ ‌دادنِ ‌امرِ خاص به عام»، و «بزرگ‌نماییِ رسانه‌ای» از رفتارِ غلطی که حاصلِ ‌اراده یک فرد بوده و یا حداکثر، جمعِ بسیار ناچیز و اندکی به آن راضی بوده‌اند، علایق و تحلیل‌های ذهنیِ خود را به مخاطب القاء کند و با چنین تصویرسازی‌های اجتماعیِ «غیرِ واقعی» و «ساختگی»، او را با خود هم‌داستان و موافق گرداند. اگر این منطقِ ‌معیوب و غرض‌آلود، از دیده عموم پنهان بماند و آنها را بفریبد، به‌قطع، اهلِ‌نظر و دقت را قانع نخواهد کرد.
2- در این‌که عدّه‌ای از ارزش‌های انقلابی، سوء استفاده کرده‌ و از آنها، به مثابه نردبانی بر دستیابی به مقاصدِ‌ مادّی و جاه‌طلبانه خویش بهره برده‌اند، و به این واسطه، ارزش‌ها را در ذهنِ کسانی، متزلزل و سست نموده‌اند، شکی نیست، اما مسأله این است که آیا آنچه بر ارزش‌ها، تأثیر منفی و مخرّب نهاده است، این امر است و یا موجی که جریانِ اصلاحات از اواسطِ ‌دهه هفتاد به این سو، در برابرِ ارزش‌ها به راه انداختند و هر آنچه که «شبهه» و «اشکال» در ذهن داشتند، نسبت به آن ساختند و مطرح کردند.

در طولِ دهه‌های گذشته، حجمِ‌ انبوهی از جهت‌گیریِ سیاسی و رسانه‌ای جریانِ غرب‌گرا، معطوف به تخریب و تضعیفِ این ارزش‌ها و نیروهای آن بوده است؛ چنان‌که در پوششِ گفتارهای «صلح‌طلبانه» و «ضدّ جنگ»، دفاعِ‌ مقدّس و ارزش‌های برخاسته از آن، یا به بایگانیِ تاریخ سپرده شد، و یا به تقبیح و طرد و تحقیرشان پرداخته شد. از یاد نبرده‌ایم که چه در خطابه‌های سیاسی و چه در نوشته‌های مطبوعاتی، بارها و سال‌ها، نیروهای رزمنده و ارزشی با برچسب‌های اهانت‌آمیزیِ نظیرِ «خشونت‌طلب» و «افراطی» و «تندرو»، نفی و انکار شدند و روحیّه «غیرتِ‌ دینی» و «شهادت‌طلبی» و «مقاومت»، کنار زده شد و تساهل و تسامح، جایگزینِ آن گردید. و این نه‎‌فقط ناظر به دیروز، بلکه هم‌اکنون نیز جاری‌ است و سیاستی است که هیچ‌گاه کنار نهاده نشده است. چرا نباید پذیرفت که فاصله‌گیریِ برخی از جوانان از عالَمِ ارزش‌های انقلابی، چنین ریشه و سرچشمه‌ای داشته و دارد؟!»

انتهای پیام/

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
مهمترین عناوین

کیمیا سامانه