محسن غفاری:

مروری بر انقلاب‌های مخملی

شناسه خبر: ODU4NTY /

بسیاری از تحلیل گران علوم سیاسی بر این باورند که آنچه در سال 88 و در قضایای پس از انتخابات رخ‌داده، در ادامه‌ی انقلاب‌های مخملی یا انقلاب‌های رنگی است که در سال‌های اخیر در کشورهای مختلفی رخ داده است. در این راستا بر آن شدیم تا با مروی مختصر بر انقلاب‌های مخملی به واکاوی بیشتر این موضوع بپردازیم.

به گزارش تنکابن24، با نزدیک شدن به ایام 9 دی و یادآوری از قضایای اغتشاشات پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، حرف‌وحدیث‌های زیادی در این زمینه مطرح می‌شود که آیا این اغتشاشات صرفاً اعتراضاتی خیابانی به نتیجه یک انتخابات بوده و یا بر اساس یک سناریوی از پیش تعیین‌شده با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

 

بسیاری از تحلیل گران علوم سیاسی بر این باورند که آنچه در سال 88 و در قضایای پس از انتخابات رخ‌داده، در ادامه‌ی انقلاب‌های مخملی یا انقلاب‌های رنگی است که در سال‌های اخیر در کشورهای مختلفی رخ داده است. در این راستا بر آن شدیم تا با مروی مختصر بر انقلاب‌های مخملی به واکاوی بیشتر این موضوع بپردازیم... آنچه در این مقاله بیان می‌شود، مروری از تاریخ بوده و تحلیل سیاسی نیست، بنابراین این‌گونه به نظر نمی‌رسد که غیرقابل‌قبول باشد.

 

تعریف انقلاب

انقلاب در لغت به معنای منقلب شدن بوده و شامل تغییر حکومت و دگرگون شدن ریشه‌ها و ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که معمولاً با تظاهرات، اعتراضات و کشتار مخالفان و در حالت کلی با خشونت همراه است، اما از سال 1989 میلادی واژه‌ای به نام انقلاب مخملی یا انقلاب رنگی وارد ادبیات علوم سیاسی شده است که ازجمله روش‌های نرم محسوب می‌شود و جدیدترین روش فروپاشی و تهدید غرب علیه حکومت‌ها و ملت‌های مخالف به شمار می‌رود. بدین مفهوم که همان تحول بنیادین و تغییر در ساختارها صورت می‌گیرد اما به صورت مسالمت‌آمیز و از طریق تحریک اقشار مختلفی مانند جوانان و دانشجویان.

 

انقلاب رنگی

بنابراین در یک تعریف کامل می‌توان گفت:

انقلاب مخملی یا رنگی از روش‌های جنگ نرم به شمار می‌رود که با هدف سرنگونی حاکمیت و جابجایی قدرت با استفاده از ابزار نافرمانی مدنی انجام می‌شود.

 

دلیل روی آوردن به این نوع انقلاب این است که انقلاب به شیوه سنتی و اعمال خشونت، هزینه‌های تغییر را افزایش داده و باعث ایجاد هرج‌ومرج در جامعه، حتی به‌طور موقت می‌گردد، در برخی موارد هم اگر نظام مورد هدف، دارای قدرت نظامی قابل‌توجهی باشد، ممکن است جنگ سخت امکان‌پذیر نباشد.

 

بیشتر انقلاب‌های مخملی در هنگام انتخابات و پس‌ازآن روی می‌دهد، به این معنی که با شکست گروه‌های مخالف نامزد پیروز، این گروه‌ها باهم متحد شده و با تظاهرات و اعتراض‌های گسترده در جامعه، تجمع در مقابل اماکن حکومتی و ... نظام حاکم را در موضع انفعالی قرار می‌دهند و با القای شبهه در روند انتخابات، نظام را وادار به عقب‌نشینی و پس گرفتن نتیجه انتخابات می‌کنند. البته در برخی موارد نیز اغتشاشات خیابانی در این تظاهرات دیده می‌شود.

 

یک دلیل بر این امر که ریشه‌ی این‌گونه تحرکات از سیاست‌های استکباری غرب و آمریکا نشأت گرفته، این است که علاوه بر حمایت‌های انجام‌شده، این نوع دگرگونی حکومتی، در کشورهایی رخ داده که پس از فروپاشی جامعه کمونیستی شوروی سابق و بلوک شرق، در برخی از کشورهای تجزیه شده از آن، اتفاق افتاده است تا در آن‌ها حکومت‌هایی بر سر کار بیاید که غرب‌گرا بوده و بتواند منافع آن‌ها را تأمین نماید.

 

اصطلاح انقلاب مخملی برای اولین بار توسط «واسلاوهاول» رئیس‌جمهور سابق چک در سال 1989 که در آن زمان رهبر مخالفان این کشور بود، مطرح گردید که در آن طی یک دوره ۶ هفته‌ای (از ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر همان سال) مخالفان حکومت در چکسلواکی توانستند رژیم حاکم را سرنگون کرده و قدرت را به دست‌گیرند.

 

مروری بر انقلاب‌های مخملی:

پس از چکسلواکی، انقلاب مخملی با وقوع تحولات مشابهی به شکل زنجیره‌ای در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰)، گرجستان (۲۰۰۳)، اوکراین (۲۰۰۴) و قرقیزستان (۲۰۰۵) ادامه یافت و در آن‌ها نیز با موفقیت همراه بوده است که در ادامه در این زمینه توضیحاتی مختصر بیان می‌شود:

 

انقلاب مخملی در صربستان:

دومین انقلاب رنگی در سال 1997 در صربستان رخ داد که در علوم سیاسی به نام کودتای فرامدرن شناخته می‌شود؛ اما پس‌ازآن در ۵ اکتبر سال ۲۰۰۰ نیز انقلاب دیگری رخ داد که درنتیجه‌ی آن، اسلودان میلوسوویچ، رئیس‌جمهور وقت صربستان، در میان تظاهرات و اعتراضات صدها هزار نفر در بلگراد مجبور به استعفا شده و این اعتراضات منجر به تغییر رئیس‌جمهور گردید.

ازآنجاکه در انقلاب صربستان مخالفين، هيچ رنگي را به‌عنوان نمادشان انتخاب نكردند، اين مورد ممکن است در ادبيات انقلاب‌های مخملی (رنگی) مطرح نشود، اما ماهیت آن دقیقاً از نوع همان انقلاب بوده است.

 

انقلاب گل رز در گرجستان:

 در انتخابات پارلمانی نوامبر 2003 در گرجستان، دو گروه به نام ائتلاف گرجستان نو به رهبری ادوار شوارد نادزه و ائتلاف تروئیکای گرجستان نیز به رهبری میخائیل ساکاشویلی در مقابل هم قرار داشتند. ائتلاف ترئیکای گرجستان با تبلیغات وسیع، ضمن متهم کردن نظام حاکم به فساد مالی، سیاسی و ناکارآمدی، تلاش می‌نمود تا انتظارات و مطالبات عمومی را در جهت ناکارآمد نشان دادن نظام حاکم افزایش دهد. پیش از اعلام قطعی نتایج انتخابات، ائتلاف تروئیکا پیشاپیش اعلام کرد که قطعاً پیروز انتخابات بوده و هر نتیجه‌ای غیر از آن قابل‌قبول نیست اما نتیجه رسمی انتخابات، بیانگر پیروزی ادوار شوارد نادزه بود.

 

با اعلام نتایج اولیه انتخابات، ائتلاف حامی ساکاشویلی به نتیجه انتخابات اعتراض نموده و دولت را به تقلب در انتخابات متهم کرد. ائتلاف معترضین که از طریق رسانه‌های آمریکایی و اروپایی حمایت می‌شد با سازماندهی جنبشی موسوم به کومارا، هواداران خود را به نافرمانی مدنی علیه حاکمیت فراخواند. آنان توانستند پانزده هزار نفر را در پایتخت سازماندهی نموده و چند روز در مقابل ساختمان‌های دولتی ازجمله ریاست جمهوری تجمع نمودند و به پلیس و ارتش گرجستان شاخه‌های گل رز اهدا می‌کردند.

 

در روز افتتاح پارلمان این کشور و درحالی‌که شواردنادزه مشغول سخنرانی بود، مخالفان به رهبری ساکاشویلی، بدون مقاومت پلیس وارد پارلمان شده و مانع از تثبیت ائتلاف برای گرجستان نو در قدرت شدند. سرانجام با موافقت مقامات روسی، شواردنادزه مجبور به استعفا شد و انقلاب به‌اصطلاح گل رز به پیروزی رسید.

 

انقلاب نارنجی در اوکراین:

اوکراین بعد از روسیه بزرگ‌ترین کشور حاصل از تجزیه شوروی سابق است که در عرصه ژئوپلتیکی از موقعیتی منحصربه‌فردی در میان چند منطقه مهم، یعنی اروپای شرقی، قفقاز و خاورمیانه برخوردار ‌است و نفوذ ایالات‌متحده در این کشور سبب می‌شد دستیابی به بازار منابع نفت و گاز منطقه آسان‌تر شود؛ بنابراین مقامات آمریکایی برای ساماندهی انقلاب رنگی در اوکراین تلاش بسیاری نمودند، به‌طوری‌که پس از وقوع انقلاب نارنجی در این کشور به گفته‌ی نیویورک‌تایمز، حداقل 65 میلیارد دلار برای این انقلاب توسط بوش هزینه شد.

 

در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 اوکراین، هیچ‌یک از نامزدهای انتخاباتی نتوانستند در دور اول پیروز انتخابات شوند. یانوکویچ نخست‌وزیر وقت که تحت حمایت روسیه بود، در دور اول 88/39 درصد و ویکتور یوشچنکو نامزد موردحمایت امریکا و غرب 22/39 درصد آراء را به دست آوردند. درنتیجه، انتخابات به دور دوم کشیده شد. در مرحله دوم بنا بر اعلام غیررسمی، یانوکویچ با کسب 46/49 درصد آراء بر یوشچنکو که 61/46 درصد آرا را کسب کرده بود، پیروز شد؛ اما این نتیجه از سوی یوشچنکو و طرفدارانش موردقبول واقع نشده و آنان دولت یانکویچ را به تقلب در انتخابات متهم کردند.

 

با اعلام نتیجه انتخابات معترضین، با سازماندهی جنبش پارا، با حضور در خیابان‌های کیف، اقدام به تحصن و تظاهرات نمودند و درحالی‌که لباس و بازوبند، نارنجی به تن داشته و با خود پرچم‌های نارنجی حمل می‌کردند خواستار اعلام پیروزی یوشچنکو از سوی کمیسیون انتخابات شدند؛ اما کمیسیون انتخابات پیروزی یانوکویچ را رسماً اعلام نمود و با اصرار این کمیسیون، پارلمان اوکراین نیز نتیجه انتخابات را به تصویب رسانید.

 

با اعلام نتیجه انتخابات از سوی پارلمان اوکراین، تظاهرکنندگان مانع ورود یانوکویچ به دفتر نخست‌وزیری شدند و کشور در شرایطی جنگ داخلی و تجزیه به دو بخش شرقی (طرفداران یانوکویچ) و بخش غربی (به هواداری یوشچنکو) قرار گرفت با فوق‌العاده شدن وضعیت کشور،‌ پارلمان اوکراین در رأی خود تجدیدنظر کرده و از رئیس‌جمهور درخواست کرد تا کمیسیون انتخابات را منحل کند.

 

درنتیجه، دادگاه عالی اوکراین در 7 دسامبر نتیجه انتخابات را باطل و 26 دسامبر را برای برگزاری مجدد انتخابات اعلام نمود. انتخابات مجدد در تاریخ 26 دسامبر و با حضور 12000 ناظر بین¬المللی برگزار شد و یوشچنکو با کمک تبلیغاتی رسانه‌های آمریکایی و اروپایی 62/52 درصد آرا را کسب نمود و رئیس‌جمهور این کشور شد.

 

انقلاب گل لاله در قرقیزستان:

 پس از برگزاری انتخابات پارلمانی در ۲۷ فوریه ۲۰۰۵ و اعلام پیروزی عسگر آقایف، دو مخالف وی، یعنی کولوف (وزیر پیشین امنیت قرقیزستان) و باقی اف (نماینده بر کنار شده پارلمان) با یکدیگر متحد گردیدند. در چنین شرایطی جرقه‌های انقلاب رنگی توسط جنبش مقاومت جوانان کلید زده شد و در مناطق جنوبی قرقیزستان، معترضان سازماندهی‌شده تحت حمایت امریکا، با تجمع در میدان اصلی شهر اوش، فرودگاه و اماکن دولتی را به محاصره خود درآوردند.

 

دامنه اعتراضات توسط جنبش مذکور به‌سرعت به‌تمامی مناطق قرقیزستان سرایت نمود که درنتیجه، مخالفان عسگر آقایف، اماکن دولتی و دفتر ریاست جمهوری را در بیشکک به تصرف خود آوردند و خواستار کناره‌گیری وی شدند. با فرار آقایف به قزاقستان و سپس روسیه، جابجایی قدرت در این کشور با حمایت و ساماندهی امریکا صورت پذیرفت.

 

 

در مقالات بعدی و در ادامه‌ی این سلسه انقلاب‌های مخملی، به قضایای پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 پرداخته می‌شود.

 

مقاله: محسن غفاری

 

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
مهمترین عناوین

کیمیا سامانه