بررسی تطبیقی ترجمه‌های انگلیسی قرآن آربری، شاکر و قرایی از آیات منتخب سوره رعد - بخش دوم و پایانی

تطبیق واژگانی ترجمه های قران

شناسه خبر: ODQxOTc /

این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به مقایسه سه ترجمه انگلیسی قرآن کریم توسط آربری، شاکر و قرایی از آیات 2، 4 و 16 سوره مبارکه رعد، از جهت واژگان و ساختار می‌پردازد.

طرح آیه چهارم و ترجمه ها

وَ فِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ یُسْقى  بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى  بَعْضٍ فِی الْأُکُلِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (4).

آربری:

 And on the earth are tracts neighbouring each to each) yet different), and gardens of vines, and fields sown, and palms in pairs, and palms single, watered with one water; and some of them We prefer in produce above others Surely in that are signs for a people who understand.

شاکر:

And in the earth there are tracts side by side (yet different) and gardens of grapes and corn and palm trees having one root and (others) having distinct roots they are watered with one water, and We make some of them excel others in fruit Most surely there are signs in this for a people who understand.

قرایی:

 In the earth are neighbouring terrains [of diverse kinds] and vineyards, farms, and date palms growing from the same root and from diverse roots, [all] irrigated by the same water, and We give some of them an advantage over others in flavour. There are indeed signs in that for a people who apply reason.

جدول3. تطبیق واژگانی ترجمه های آیه چهارم

مترجمان

واژگان

آربری شاکر قرایی
جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ gardens of vines gardens of grapes vineyards
زَرْعٌ fields sown corn farms
صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ in pairs, and single having one root and (others) having distinct roots growing from the same root and from diverse roots
نُفَضِّلُ prefer make … excel give an advantage
الْأُکُل produce fruit flavour
یَعقِلون understand understand apply reason

جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ: قرشی می گوید: «در این آیه چون اعناب در ردیف نخل و نخیل آمده، به قرینه آن دو، مراد، درخت انگور است. زیرا نخل و نخیل فقط به درخت خرما اطلاق می شود نه به خرما؛ ولى در آیه  «فَأَنْبَتْنا فِیها حَبًّا. وَ عِنَباً وَ قَضْباً» (عبس/28-27) ظهور واژه عِنَب، در انگور است» (قرشی، 1371: 5/55).

با توجه به این مطلب، معادل گزینی آربری که عبارت است از: «gardens of vines» (باغ هایی از درختان انگور)، دقیق تر از معادل «gardens of grapes» (باغ‌هایی از انگور) در ترجمه شاکر است؛ چرا که «vine» به معنای «تاک، درخت انگور» است اما «grape» به معنای «انگور» است. و اما واژه «vineyards» در ترجمه قرایی به معنی «زمینی که در آن تاک می کارند جهت تولید شراب»  (Hornby, 1989: under vineyard) تناسبی با آیات کتاب الهی ندارد.

زَرْعٌ: «زَرْع» به معنای افکندن بذر در زمین» (جوهری، 1376: 4/1582)، «در اصل مصدری است که گاهی از آن به مَزْرُوع (اسم مفعول) تعبیر می شود؛ مانند آیات «فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً» (سجده/27) و «وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ کَرِیمٍ » (دخان/26) (راغب اصفهانی، 1412: 379).

بنابراین ترجمه تحت‌اللفظی اما موزون آربری به معنای «زمین کشت شده» (fields sown) و معادل‌یابی امروزین و سلیس قرایی به معنی «کشت زار، مزرعه» (farms) از لحاظ معنایی، قابل قبول اند. اما در مورد معادل‌یابی عجیب شاکر که «زَرْع» را به «corn» (دانه، غلات) برگردانده، باید گفت که علت این برداشت ناصحیح، به اشتباه نحوی مترجم برمی گردد؛ چرا که شاکر در عبارت «جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ»، «زَرْعٌ» و «نَخِیلٌ» را عطف به «أَعْنابٍ» و مجرور تلقی کرده و عبارت را چنین ترجمه کرده است: «و باغ هایی از انگورها و غلات و نخل  ها...» « and gardens of grapes and corn and palm trees» و حال آن که این کلمات عطف به «قِطَعٌ» و «جَنَّاتٌ» بوده؛ مبتدا و مرفوع هستند و خبر، «موجودٌ» محذوف است (صافی، 1418: 13/89). پس ترجمه آیه چنین می شود: «و در زمین... باغ هایی از درختان انگور و مزارع و درختان خرما... وجود دارد».

درواقع اختلاف ترجمه شاکر، ریشه در اختلاف در قرائت های قرآن دارد. طبرسی می گوید: «زرع و نخیل و صنوان و غیر صنوان را ابن کثیر، یعقوب و حفص به رفع و دیگران به جرّ، قرائت کرده اند» (طبرسی، 1372: 6/422). اما باید دانست که «مبنای ترجمه قرآن، همان قرائت متواتر مسلمانان یعنی قرائت حفص از عاصم است و قرائت ‌های دیگر خبر آحاد بوده، معتبر نیست و نمی‌تواند مبنا باشد» (خویی، بی تا: 149). بنابراین ترجمه شاکر قابل قبول نیست.

صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ: راغب در مفردات مى گوید: «کلمه «صنو» به معناى شاخه و جوانه  ای است که از بیخ تنه درخت روییده باشد. مثلاً گفته مى شود: «هما صنوا نخله» «این دو، دو شاخه از یک درخت خرما است که از ریشه آن جوانه زده»، و «فلان صنو ابیه» «فلانى شاخه و جوانه پدر خویش است» و تثنیه صنو، صنوان است» (راغب، 1412: 494). علامه می‌فرماید: «صنوان یعنی جوانه‌زده از یک ریشه مشترک و غیرصنوان یعنی از ریشه های جدا»  (طباطبائی، 1417: 11/293).

لذا، برگردان های شاکر و قرایی که به ترتیب به معنی «دارای یک ریشه و (برخی دیگر) دارای ریشه‌های مجزا» و «رشد یافته از یک ریشه مشترک و از ریشه های مختلف» می باشند، تطابق بیشتری با متن مبدأ دارند تا ترجمه ادبی، موجز اما مبهم «نخل های دوتایی و نخل های تکی» آربری. چرا که آربری با تأکید بیش از حد بر ایجاز و زبان ادبی متن اصلی، ویژگی ها و بار معنایی واژه را به خواننده نمی رساند و با حذف لایه هایی از معنا، تاثیری معادل با متن مبدأ بر او نمی گذارد بلکه موجب ایجاد ابهام در ضمیر خواننده می شود. در مقابل شاکر و به‌ویژه قرایی (با دقتی فراتر)، با بیان مقصود متن اصلی، متنی روان و قابل فهم برای خواننده انگلیسی‌زبان فراهم می آورند.

نُفَضِّلُ: جوهری می گوید: «فَضّلْتُهُ  على غیره  تَفْضِیلًا، إذا حکمتَ له بذلک، أى صیّرتَه کذلک» (جوهری، 1376: 5/1791) یعنی حکم به برتری چیزی بر چیز دیگر کردن یا ایجاد برتری در چیزی نسبت به دیگری[16]، این معنا در سخن علامه نیز هویدا است؛ آنجا که می‌فرمایند: «خداوند با ضمیر متکلم مع‌الغیر فرموده «ما برترى دادیم بعضى را بر بعضى در اکل» بعید نیست نکته اش این باشد که سبب حقیقى را معرفى کند، گویا کسى گفته است بعضى از آنها نسبت به بعضى دیگر برترى دارند، اما خداوند می فرماید سبب این برترى جز خداى سبحان کسى نیست» (طباطبائی، 1417: 11/293).

شاکر و قرایی با موشکافی و دقت در معنی واژه عربی، با معادل های make some of them excel others و give some of them an advantage over others به خوبی معنای «ایجاد برتری» را رسانده اند. اما آربری تنها براساس سه حرف اصلی فعل و بدون در نظر گرفتن تطورات معنوی افعال عربی در باب های مختلف، و بدون تتبع در کتب لغت و تفاسیر موثق، واژه «prefer»، به معنای «ترجیح دادن چیزی بر دیگری» را برگزیده و با این کار، فعلی بشری (خوردن و ترجیح میوه ای بر میوه دیگر) را به خداوند سبحان نسبت داده و موجب انحراف معنای قرآن شده است.

الْأُکُل: «أُکُل  الشجره» یعنی میوه درخت، چنان که خداوند متعال می فرماید: تُؤْتِی  أُکُلَها کُلَ  حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها» (ابن‌فارس، 1404: 1/124). در تفسیر المیزان نیز آمده: «اکل» به معناى چیز خوردنى است» (طباطبایی، 1417: 11/293) که در مورد درخت، آن چیز خوردنی همان میوه آن است. بنابراین ترجمه شاکر (fruit) برگردان دقیقی برای «أُکُل» است. اما تعابیر«produce» (محصول) و «flavour» (مزه، طعم) در ترجمه آربری و قرایی، به ترتیب کلی تر و جزئی تر از مفهوم «میوه» هستند؛ لذا تعادل معنایی را با متن مبدأ برقرار نمی کنند.

یَعْقِلُونَ: ابن‌فارس می گوید: «کاربرد عَقَل  یعقِل  عَقْلا هنگامی است که انسان چیزی را که قبلاً نمی‌دانسته، بفهمد...» (ابن فارس، 1404: 4/69). بنابراین معادل آسان یاب و روان «understand» در ترجمه آربری و شاکر به معنای «فهمیدن، دریافتن» مناسب تر است تا معادل ناآشنا و ناهموار apply reason در ترجمه قرایی، به معنای «به کار بستن خرد»، که در زبان انگلیسی کاربردی ندارد و به نظر می رسد از ابداعات مترجم است.

تطبیق ساختاری ترجمه های آیه چهارم:

در ترجمه های انگلیسی این آیه مشکل گرامری خاصی دیده نشد.

جمع بندی آیه چهارم

از میان مترجمان قرآن به انگلیسی، آربری به خاطر اهمیتی که نسبت به سبک قرآن قائل است، نقشی بی‌بدیل و ستودنی دارد. چرا که این عنصر یکی از مولفه های اساسی تقلیدناپذیری قرآن است. او در ترجمه اش نکاتی را رعایت کرده که مترجمان بعدی به راحتی از کنار آن گذشته اند؛ او فضایی را ایجاد کرده که موجب می شود ترجمه انگلیسی مانند خود قرآن، تا حدودی موزون و آهنگین بنماید و از همین رو است که بلّاطه و دیگران درباره ترجمه وی گفته اند: آربرى به ویژگی هاى زیبایى‌ شناختى و بلاغى قرآن توجه یکسان نشان داده است (لارنس، 1387: 58). در آیه چهارم سوره رعد، خصوصاً در ترجمه ابتدای آیه تا «یُسْقى  بِماءٍ واحِدٍ» این طنین آهنگین به گوش می رسد؛ که همراه با واج‌آرایی حرف «p» در کلمات “palms, pairs, prefer, produce, people” به اوج خود می رسد. اما چنان که مشاهده شد، توجه آربری به آرایه های ادبی او را از انتقال پیام آیه باز داشته است و موجب ایجاد ابهام یا انحراف در معنای آیه شده است.

طرح آیه شانزدهم و ترجمه ها

قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ لا یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمى  وَ الْبَصیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُماتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ (16).

 آربری:

 Say: Who is the Lord of the heavens and of the earth? Say: God Say: Then have you taken unto you others beside Him to be your protectors, even such as have no power to profit or hurt themselves? Say: Are the blind and the seeing man equal, or are the shadows and the light equal? Or have they ascribed to God associates who created as He created, so that creation is all alike to them? Say: God is the Creator of everything, and He is the One, the Omnipotent

 شاکر:

 Say: Who is the Lord of the heavens and the earth? Say: Allah Say: Do you take then besides Him guardians who do not control any profit or harm for themselves? Say: Are the blind and the seeing alike? Or can the darkness and the light be equal? Or have they set up with Allah associates who have created creation like His, so that what is created became confused to them? Say: Allah is the Creator of all things, and He is the One, the Supreme.

 قرایی:

 Say," Who is the Lord of the heavens and the earth?" Say," Allah!" Say," Have you then taken others besides Him for guardians, who have no control over their own benefit or harm?" Say," Are the blind one and the seer equal? Or are the darkness and the light equal?" Have they set up for Allah partners who have created like His creation, so that the creations seemed confusable to them? Say," Allah is the creator of all things, and He is the One, the All-paramount.

جدول4. تطبیق واژگانی ترجمه های آیه شانزدهم

مترجمان

واژگان

آربری شاکر قرایی
الظُّلُماتُ the shadows the darkness the darkness
جَعَلُوا ascribed set up set up
تَشابَهَ Is all alike became confused seemed confusable
الْقَهَّارُ Omnipotent Supreme All- paramount

الظُّلُماتُ: راغب می گوید: «الظُّلْمَه: عدمُ النّور، و جمعها: ظُلُمَاتٌ » (راغب، 1412: 537). بنابراین معنای ظلمت «تاریکی» است (نه سایه ها!).

در نتیجه ترجمه شاکر و قرایی دارای هم‌پوشانی با متن اصلی است. اما تلاش آربری در آفریدن جمله‌هایی با بار ادبی، سبب شده او تعادل معنایی دو متن را نادیده گرفته، برگردانی نابرابر ارائه دهد.

جَعَلُوا: مصطفوی می گوید: «معنای اصلی این ماده همان تقدیرکردن و تدبیرکردن است که عبارت است از قرار دادن شیء بر حالتی بعد از خلق و تکوین. و دیگر معانی که برای آن ذکر شده از قبیل: خلق کردن، ساختن، نام گذاری کردن، گردانیدن و اعطا کردن، تفسیری به مناسبت ورود آن است» (مصطفوی، 1430: 2/105).

به نظر می رسد این آیه به ساختن بت ها اشاره ندارد، بلکه ناظر به شریک قرار دادن آنها با خدا است؛ چرا که در تفسیر آمده: «أَمْ جَعَلُوا» استفهامی انکاری است: أَ جَعَلُوا» (طبرسی، 1377: 2/223). «زیرا مشرکین خود اعتراف داشتند به این که خالق یکی است و الله است (توحید الوهیت)[17]و مشکل آنان در قبول یکی بودن ربّ بود (توحید ربوبیت)» (طباطبایی، 1417: 11/325-324). درواقع آنها گمان می کردند الله تنها عالم را خلق کرده و سپس تدبیر امور به ربّ ها سپرده شده است.

«ascribed to» در ترجمه آربری به معنای «نسبت دادن به» می باشد که به خوبی معنای «جعل شریک برای خدا» را می رساند. اما شاکر و قرایی برای «جعل شریک» از لفظ «set up» به معنای «ساختن، برپا کردن» استفاده کرده اند. لذا ترجمه آربری در برقراری تعادل ترجمه ای بین دو متن موفق تر است.

تَشابَهَ: راغب می گوید: «الشِّبْه  و الشَّبَه  و الشَّبِیه : همسانى و مشابهت از جهت کیفیّت است و الشُبْهَه: آن است که چیزى از دیگرى که میانشان همسانى و شباهت است، تمیز داده نشود» (راغب، 1412: 443). ابن منظور می گوید: «تَشابَه  الشیئانِ یعنی اشْتَبَها» (ابن‌منظور، 1414: 13/ 503). در تفسیر نیز آمده: «فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِم» یعنی امر بر آنها مشتبه شده و ندانسته اند که چه چیز مخلوق خداوند و چه چیز مخلوق بت ها است (طبرسی، 1372: 6/439).

 بنابراین ترجمه شاکر و قرایی که به ترتیب عبارت اند از: «became confused» و «seemed confusable» کاملاً این معنا را منتقل می کند. اما آربری بدون جستجو در کتب لغت، براساس ظاهر حکم کرده و تشابَهَ را به معنی «be alike» (مشابه بودن) گرفته است.

الْقَهَّارُ: «الْقَهْرُ: کلمه صحیحه تدلُّ على غَلَبه و عُلُوّ» (ابن فارس، 1404: 5/ 35).

معادل های انگلیسی ارائه شده توسط آربری، شاکر و قرایی به ترتیب عبارت اند از: «Omnipotent» به معنی «قادر مطلق‌، قادر متعال»، «Supreme» به معنی «عالى، اعلى، بزرگترین» و «Paramount» به معنی «فائق‌، حاکم‌، عالی مقام‌، برتر، برترین»

بنابراین، معادل گزینی قرایی مناسب تر از بقیه است چرا که هم زمان دو مؤلفه چیرگی و تفوّق را در بر می گیرد. به ویژه این  که قرایی با آوردن لفظ «All» بر سر آن، به مطلق بودن این صفت در ذات باری تعالی اشاره کرده است. در حالی  که در مورد معادل آربری باید گفت گرچه داشتن قدرت لازمه غلبه است ولی با آن برابر نیست و صفت «اعلی» در ترجمه شاکر نیز به بالاتر بودن خداوند در همه جهات اشاره دارد که یکی از این جهات می تواند در غلبه و چیرگی باشد. لذا این دو معادل به ترتیب جزئی تر و کلی تر از مفهوم کلمه اصلی بوده و تعادل ترجمه ای را برقرار نمی کنند.

جدول5. تطبیق ساختاری ترجمه های آیه شانزدهم

مترجمان

ساختار

آربری شاکر قرایی

إتَّخَذتُم

(ماضی)

have taken(ماضی)

take

(مضارع)

have taken(ماضی)

تَشَابَهَ

(ماضی)

is alike

(مضارع)

became confused(ماضی) seemed confusable(ماضی)

إتَّخَذتُم: ترجمه آربری و قرایی به دلیل مبدأ‌گرایی و پایبندی به طرح‌بندی های متن اصلی، از نابرابری زمانی افعال دو متن مبدأ و مقصد در امان مانده است. حال آن که ترجمه شاکر با فاصله گرفتن از متن مبدأ، «إتَّخَذتُم» را که فعل ماضی از باب افتعال است به «take» مضارع برگردانده است. این در حالی است که وی افعال «جَعَلوا» و «خَلَقوا» را به ماضی برگردانده است. در واقع در ترجمه شاکر پرش زمانی رخ داده است.

تَشابَهَ: «تَشَابَهَ» فعل ماضی ساده از باب تفاعل است. اما آربری آن را به مضارع برگردانده است. با توجه به تقیّد آربری به زمان بندی متن مبدأ به نظر می‌‌رسد وی «تَشَابَهَ» را مضارع از باب مفاعله تلقی کرده است؛ چرا که در انتخاب معنا هم آن را به معنی «یُشابِهُ» (is alike) گرفته است؛ نه به معنی «تَشابَه» (became confused). و به هر روی، این فهم نادرست او از زبان عربی، موجب تغییر معنا و پرش زمانی در ترجمه او گردیده است.

جمع‌بندی آیه شانزدهم

چنان‌ که ملاحظه گردید در ترجمه آیه شانزدهم سوره رعد، از میان موارد اختلافی مطرح شده، آربری تنها در یک مورد (جعل شریک برای خداوند) ترجمه مناسب  را ارائه کرده است. و در بقیه موارد یا به دلیل تبعیّت از سبکی ادبی (در مورد الظُلُمات) و یا به سبب صورت‌گرایی مفرط و عدم مراجعه به کتب لغت (در مورد مفهوم تَشابَهَ) و یا عدم آشنایی کامل با زبان عربی (در مورد ساختار تَشابَهَ)، گرفتار برداشتی سطحی و ترجمه ای تحت‌اللفظی و منحرف شده است.

در مقابل شاکر و قرایی به علت ارتباط با منابع موثق، توفیق بیشتری در درک و انتقال صحیح متن داشته اند؛ و می توان گفت قرایی نیز به دو دلیل در این آیه موفق تر از شاکر عمل کرده است: یکی به سبب استفاده از تجربیات گذشتگانی چون شاکر و آربری (در مورد القَهَّار) و دیگری به دلیل رویکرد مبدأگرای وی (در مورد ساختار إتَّخَذتُم) که موجب حفظ امانت و برابری دو متن مبدأ و مقصد گردیده است.

بحث و نتیجه‌گیری

قرابت ترجمه آربری به متن مبدأ و نیز سبک کهن و ادبی متفاوت وی، مولفه های ارزشمندی در ترجمه قرآن به شمار می روند. اما زمانی که این دو باعث ایجاد ابهام یا انحراف در معنا گردند، فاصله گرفتن از ظاهر متن مبدأ و کنار نهادن محدودیت های زیبایی های ادبی، امری ضروری است. التزام بیش از حدّ آربری به صورت متن اصلی، عدم غور در کتب لغت و تفسیر و تأثیرپذیری از آموزه های مسیحیت، در مواردی موجب دست نیافتن به معنای حقیقی قرآن و تحریف کلام الهی شده است. از طرف دیگر سبک ادبی وی گاهی اصل اساسی انتقال پیام را تابعی از خود قرار داده است. به این معنا که حفظ سبکی موزون و آهنگین منجر به پیدایش واژگان و عباراتی شده که در ایجاد تعادل معنایی با متن اصلی توفیقی حاصل نکرده‌اند.

در مقابل، شاکر براساس نظریه های مقصد گرایانه ترجمه و با کمک گرفتن از منابع اسلامی ـ شیعی، تفهیم مطلب را به پایبندی به الفاظ و جمله‌بندی های متن اصلی، ترجیح می دهد و از این رو ترجمه وی برای عموم مردم قابل استفاده است. اما گزینش معادل هایی مطابق مشرب کلامی مترجم، تصریح بر اموری که آشکار بودن آن در متن اصلی بنا نبوده، بسط کلام و ترجمه اضافی به دور از ضرورت و مواردی از این دست، این تصور را به همراه دارد که گویا شاکر در مواردی تفسیر خاصّ خود را به مخاطب ارائه داده است.

قرایی اما، با پیمودن راه وسط، از طرفی با مبنا قرار دادن متن مبدأ و با رویکرد ترجمه عبارت به عبارت، خود را از افتادن به مهلکه ترجمه آزاد رهانده و از دیگر سو، با گرایش به سمت مخاطب و استفاده از نثری امروزین، روان و به دور از هرگونه تکلّف، کوشیده متن مبدأ را در قالب الفاظ، اصطلاحات و ساخت های دستوری نزدیک تر به قلمرو زبان کاربردی روز در پیش روی مخاطب قرار دهد و درنتیجه خود را از خطر سقوط در وادی ترجمه تحت‌اللفظی نجات داده است.

 او ضمن تتبع در کتب لغت و تفاسیر مأثور، کوشیده در هر مورد علاوه بر حفظ بیشترین شباهت به صورت متن اصلی، حتی الامکان مفهوم حقیقی قرآن را نیز پوشش دهد و برآیند تلاشش ترجمه ای است عمیق، متین و فراگیر، با کمترین میزان اختلاف نسبت به متن اصلی.

پی نوشت:

[16]. توجه شود برتری بخشیدن و ترجیح دادن دو مفهوم متفاوت هستند.

[17]. همان طور که در قرآن تکرار شده: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» (لقمان/25، زمر/38) (طباطبایی، 1417: 11/325).

مراجع

منابع

-  قرآن کریم، ترجمه خرمشاهی، بهاء‌الدین (1374). تهران: دوستان، چاپ اول.

-  کتاب مقدس ترجمه تفسیری: شامل عهد عتیق و عهد جدید (بی تا). بی جا: بی نا.

- ابن‌فارس، احمد بن فارس (1404). معجم مقاییس اللغه، محقق عبدالسلام محمد هارون، قم: مکتب الاعلام الاسلامی ، چاپ اول.

- ابن‌منظور، محمدبن‌مکرم (1414). لسان العرب، بیروت: دار صادر، چاپ سوم.

- اردستانی، مریم (1380). «آشنایی با مصححان و محققان: آربری و فهرست‌نگاری نسخه های خطی اسلامی»، آینه میراث، شماره 15، زمستان، صص58 تا 88.

- ازهرى، محمد بن احمد (1421). تهذیب اللغه، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چاپ اول .

- اسعدی، مرتضی (1365). «کتابشناسی جهانی ترجمه های قرآن مجید»، نشر دانش، سال ششم، شماره 6، مهر و آبان، صص 48 تا 51.

- بستانی، فواد افرام (1375). فرهنگ ابجدی، تهران: اسلامی، چاپ دوم.

- جعفری، یعقوب (1376). «لزوم رعایت مبانی کلامی در ترجمه قرآن مجید»، ترجمان وحی، شماره 1، بهار و تابستان، صص 74 تا 82.

- جوهری، اسماعیل بن حماد (1376 ق). الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، بیروت: دار العلم للملایین، چاپ اول.

- حلی، جمال الدین (بی تا). کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تصحیح حسن حسن زاده آملی، قم: موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین.

- خرمشاهی بهاء‌الدین (1373). «ترجمه انگلیسی جدید از قرآن کریم (به قلم شاکر)»، بینات، شماره 2، تابستان، صص 108 تا 112.

-  (1382). «ترجمه ای متین و ماندگار از قرآن مجید به قلم استاد قرایی»، ترجمان وحی، شماره 14، پاییز و زمستان، صص 59 تا 77.

-  (1381). قرآن پژوهی، جلد اول، تهران: دوستان، چاپ دوم.

- خوئى، سید ابوالقاسم (بى تا). البیان فی تفسیر القرآن، قم: موسسه احیاء آثار الامام الخوئى.

- راغب اصفهانى، حسین بن محمد (1412 ق). مفردات ألفاظ القرآن، بیروت: دار القلم، چاپ اول.

- رضایی اصفهانی، محمدعلی (1385). «مبانی ترجمه قرآن»، مجله بینات، شماره 49 و 50، بهار و تابستان، صص 53 تا 77.

- زمخشرى، محمودبن‌عمر (1979). أساس البلاغه، بیروت: دار صادر، چاپ اول.

- سروش، عبدالکریم (1372). «ترجمه قرآن، مشکلات و دیدگاه ها»، مجله مترجم، شماره 10، تابستان، صص 32 تا 62.

- صافى، محمود بن عبد الرحیم (1418). الجدول فى اعراب القرآن، دمشق ، بیروت: دار الرشید، مؤسسه الإیمان، چاپ چهارم.

- صفار زاده، طاهره (1384). اصول و مبانی ترجمه، تهران: پارس کتاب، چاپ هشتم.

- طالقانی، سید عبدالوهاب (1377). «راه دست یابی به ترجمه مطلوب از قرآن کریم»، ترجمان وحی، شماره 3، شهریور، صص 29 تا 47.

- طباطبایی، سیدمحمدحسین (1417). المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعه  مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم.

- طبرسى، فضل بن حسن (1377). تفسیر جوامع الجامع، تهران: انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول.

-  (1372). مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران: انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم.

- الفراهیدی، الخلیل بن احمد (1409)، کتاب العین، قم: نشر هجرت، چاپ دوم.

- قدوایی، ا.ر. (1377). «نگاهی به قرآن مفسًّر آربری»، ترجمه علیرضا انوشیروانی، مجله وقف میراث جاویدان، شماره 23 و24، پاییز و زمستان، صص 6 تا 16.

- قرشى، على اکبر (1371). قاموس قرآن، تهران: دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم.

- قریشی، سیدمحمدحسین؛ جهانجویان، طاهر (1391). «بررسی نمونه هایی از انعکاس ایدئولوژی مترجمان در ترجمه قرآن»، مجله پژوهش های اسلامی، شماره هشتم، پاییز و زمستان، صص 127 تا 156.

- کریمی، محمد (1383). «ضرورت به‌کار‌گیری باورهای صحیح در ترجمه قرآن»، مجله معرفت، شماره 83، آبان‌ماه، صص 127 تا 156.

- کریمی‌نیا، مرتضی (1376). «یکسانی و هماهنگی ترجمه قرآن»، ترجمان وحی، شماره 1، بهار و تابستان، صص 7 تا 24.

- لارنس، بروس ب. (1387). «بازآفرینی سجع در ترجمه های انگلیسی قرآن: قرائت دقیق سوره الضحی و آیه بسم الله»، ترجمه ابوالفضل حری، ترجمان وحى، شماره 24، پاییز و زمستان، صص 46 تا 69.

- لطفی‌پور ساعدی، کاظم (1374). درآمدی به اصول و روش ترجمه، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دوم.

- مصطفوى، حسن (1430). التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، بیروت: دار الکتب العلمیه مرکز نشر آثار علامه مصطفوی،  چاپ سوم.

- موسى، حسین یوسف (1410). الإفصاح، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ چهارم.

- ناظمیان، رضا (1386). روش هایی در ترجمه از عربی به فارسی، تهران: سمت، چاپ سوم.

- نقی‌‌پور، ولی‌الله (1372). «اصول ترجمه قرآن»، مجله مترجم، شماره10، صص 201-204.

- واعظی، محمود (1388). «نقد ارزیابی ترجمه های انگلیسی سوره انسان»، مجله پژوهش دینی، شماره 18 بهار و تابستان، صص 133 تا 162.

- Arberry, A.J. (1955). The Koran Interpreted, New York: Macmillan Publishing Company.

- Hornby, A.S. (1989). Oxford Advanced Learner’ Dictionary, Oxford.

- Karoubi, B. (2003). “Ideology and Translation with a Concluding Point on Translation Teaching”, Retrieved Nov.2, 2010, from http://www. translationdictionary.com.

- Newmark, Peter (1981). Approaches to translation, Oxford.

- Qaraei, Ali Quli (2004). The Quran with a Phrase-by-Phrase English Translation, Qum: Quran Translation Center.

- Shaker, M.H. (2003). The Holy Quran, Qum: Ansaryan Publication.

- Sultana, N (1984). “The Translation of Literary Texts: A

-   Paradox in Theory” a paper presented at the 1st International Conference on “Literature in Translation”, New Delhi: March 1984.

- Summers, Della (2003). Longman Dictionary of Contemporary English, London: Cambridge University Press.

- Thomson, A.J. (1986). A Practical English Grammar, Hong Kong, Oxford University

نویسندگان:

خدیجه عامری: دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه مازندران

 زینب‌السادات حسینی: دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه مازندران

پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن – بهار و تابستان 1395.

انتهای متن/

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
مهمترین عناوین

کیمیا سامانه